برگی از نهج البلاغه؛ معجزه پیامبر خدا (ص) و لجاجت سران قریش
تهران _ حیات
حضرت علی (ع) در خطبه 234 نهج البلاغه که به خطبه قاصعه معروف است؛ ضمن بیان معجزه ای از پیامبر خدا (ص) به خیره سری و دشمنی سران قریش با آن حضرت اشاره کردند.خیره سری و دشمنی سران قریش
من با پیامبر (ص) بودم آنگاه که سران قریش نزد او آمدند و گفتند "ای محمد (ص) تو ادعای بزرگی کرده ای که هیچ یک از پدران و خاندانت نکردند. ما از تو معجزه ای می خواهیم،اگر پاسخ مثبت دادی و آن را انجام دهی، می دانیم تو پیامبر و فرستاده خدایی و اگر از انجام آن سر باز زنی؛ خواهیم دانست که ساحر و دروغگویی."
پس پیامبر (ص) فرمود "شما چه می خواهید؟" آنان گفتند "این درخت را بخوان تا از ریشه کنده شده و در پیش تو بایستد." پیامبر (ص) فرمود "خداوند بر همه چیز تواناست. حال اگر خداوند این کار را بکند آیا ایمان می آورید و به حق شهادت می دهید؟"گفتند "آری"پیامبر (ص) فرمود "من به زودی نشانتان می دهم آنچه را که درخواست کردید، و همانا بهتر از هر کس می دانم که شما به خیر و نیکی باز نخواهید گشت. زیرا در میان شما کسی است که کشته شده و در چاه (بدر) دفن خواهد شد، و کسی است که جنگ احزاب را تدارک خواهد کرد."
سپس آن حضرت به درخت اشاره کرد و فرمود "ای درخت! اگر به خدا و روز قیامت ایمان داری و می دانی من پیامبر خدایم؛ از زمین با ریشه هایت درآی و به فرمان خدا در پیش روی من قرار گیر."
سوگند به پیامبری که خدا او را به حق مبعوث کرد؛ درخت با ریشه هایش از زمین کنده شده و پیش آمد که با صدای شدید چونان به هم خوردن بال پرندگان، یا به هم خوردن شاخه های درختان، جلو آمد و در پیش روی پیامبر (ص) ایستاد که برخی از شاخه های بلند خود را بر روی پیامبر (ص) و بعضی دیگر را روی من انداخت و من در طرف راست پیامبر (ص) ایستاده بودم.
وقتی سران قریش این منظره را مشاهده کردند؛ با کبر و غرور گفتند "به درخت فرمان ده، نصفش جلوتر آید، و نصف دیگر در جای خود بماند."
پیامبر (ص) فرمان داد. نیمی از درخت با وضعی شگفت آور و صدایی سخت به پیامبر (ص) نزدیک شد؛ گویا می خواست دور آن حضرت بپیچد اما سران قریش از روی کفر و سرکشی گفتند "فرمان ده تا این نصف باز گردد و به نیم دیگر ملحق شود، و به صورت اول درآید."
پیامبر (ص) دستور داد و چنان شد. من گفتم لا اله الا الله ای رسول خدا من نخستین کسی هستم که به تو ایمان آوردم، و نخستین فردی هستم که اقرار می کنم درخت با فرمان خدا برای تصدیق نبوت و بزرگداشت دعوت رسالت، آنچه را خواستی انجام داد، اما سران قریش همگی گفتند "او ساحری است دروغگو، که سحری شگفت آور دارد، و سخت بامهارت است" و خطاب به پیامبر (ص) گفتند "آیا نبوت تو را کسی جز امثال علی (ع) باور می کند؟"
* الگوهای کامل ایمان
همانا من از کسانی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی ترسند؛ کسانی که سیمای آن ها سیمای صدیقان و سخنانشان، سخنان نیکان است؛ شب زنده داران و روشنی بخش روزند؛ به دامن قرآن پناه برده و سنت های خدا و رسولش را زنده می کنند؛ نه تکبر و خودپسندی دارند و نه بر کسی برتری می جویند؛ نه خیانتکارند و نه در زمین فساد می کنند؛ قلب هایشان در بهشت و پیکرهایشان سرگرم اعمال پسندیده است.
پایان پیام